عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
742
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
104 ما اعظم سعادة من يؤثر قلبه ببرد اليقين چه نيكبخت و سعادتمند است كسى كه خنكى و خرّمى يقين به خدا و رسول در دلش اثر كرده است . 105 ما اعظم فوز من اقتفى اثر النّبيّين : چقدر بزرگ است پيروزى كسى كه از دنبال پيمبران راه بر مى گيرد . 106 ما ظفر بالأخرة من كانت الدّنيا مطلبه بآخرت دست نيابد كسى كه خواهش و مطلبش فقط دنيا است . 107 ما اقبح بالإنسان ظاهرا موافقا و باطنا منافقا : چقدر زشت است براى انسان كه بيرونش موافق و درست و درونش منافق و نادرست باشد . 108 ما اعظم وزر من ظلم و اعتدى و تجبّر و طغى : چقدر بزرگ است گناه كسى كه بر مردم ستم كند و طغيان نمايد و گردنكشى كند و از حدّش تجاوز نمايد . 109 ما استجلبت المحبّة به مثل السّخا و الرّفق و حسن الخلق : هيچ چيزى مانند بخشش و نرمى و خوش خوئى و محبّت مردم را براى انسان جلب نمى نمايد . 110 ما اعظم وزر من طلب رضا المخلوقين بسخط الخالق : چقدر بزرگ است گناه كسى كه طالب باشد خوشنودى آفريدگان را به خشم آفريدگار ( خدا را بخاطر خلق معصيت كند ) . 111 ما اصلح الدّين كالتّقوى : هيچ چيز مانند پرهيزكارى دين را اصلاح ننمايد و سر و سامان نبخشد 112 ما اهلك الدّين كالهوى : هيچ چيز مانند هوا پرستى دين را از بين نمى برد . 113 ما اتّقى احد الّا سهّل اللّه مخرجه : هيچ كس تقوا را پيشه خويش نگرفت جز آنكه خداوند راه بيرون شدن ( از گرفتاريها ) را برايش آسان ساخت 114 ما اشتدّ ضيق الّا قرّب اللّه تعالى فرجه : هيچ حلقه بر انسان تنگ نگردد جز آنكه خداوند تعالى گشادگيش را نزديك سازد . 115 ما عفا عن الذّنب من فزّع به : آن كس كه بواسطهء ستمكشى و تحمّل گناه از ديگرى بزارى در آمده باشد آن گناه را نمى بخشد . 116 ما اكمل المعروف من منّ به : آن كس كه بواسطهء نيكى منّت گذارد نيكى را كامل نكرده است . 117 ما زكى العلم به مثل العمل به : هيچ چيزى بمانند عمل كردن علم را پاكيزه نمى كند .